18 مرد

سلام به همگی

به قول یکی از دوستان وبلاگی « ۱۸ تا مرد میخوام...»

«دنبال ۱۸ تا مرد می گردم...! یعنی می گم مرد نه اینکه منظورم این باشه که طرف حتما ریش سبیل و سایر ماجراها رو داشته باشه ها...منظورم ۱۸ تا آدم با معرفته...۵ دقیقه فقط وقتتون رو می گیره...۵ دقیقه...! تازه به نفع خودتون هم هست...الان خدمتتون عرض می کنم..»

بذارین بقیشو خودم بگم.....

یه شرکت کانادای پیدا شده که ادعا میکنه با دعوت کردن از ۱۸ نفر برای ثبت نام در سایتشون  میتونید به عنوان پورسانت یه لپ تاپ بگیرید.یه جور بازاریابی شبکه ایه با این تفاوت که شرایطش خیلی ساده ست و هزینه ای هم برای کسی نداره...یعنی شما با این لینکی که من بهتون می دم..می رین و اونجا یه فرم رو پر می کنین و ثبت نام می کنین...اگه تعداد شما به ۱۸ تا برسه اینجوری که می گن یه لپ تاپ برای من می فرستن...به همین سادگی... قاعدتا همین شرایط برای شما بعد از ثبت نام وجود داره یعنی شما هم میتونید با دعوت از ۱۸ نفر دیگه صاحب لپ تاپ بشید...

این دوستمون میگفت:«من خودم زیاد به اینجور بازاریابی های شبکه ای مطمئن و خوشبین نیستم ولی این بار دوستی که من از طریق اون وارد این بازی شده بودم قسم می خورد که رفیقش توی آلمان یه لپ تاپ گرفته...! »

هرکی لپ تاپ می خواد یا دلش میخواد من رو صاحب لپ تاپ کنه! همین الان بره و روی لینک زیر کلیک و سپس رجیستر کنه...

اینجا کلیک کنید

 چند نکته فنی -اخلاقی

۱. چون آی پی ها چک میشود از یک کامپیوتر ۲ بار ریجیستر نکنید.

۲. فرمها رو با اطلاعات صحیح و کامل پر کنید.

۳. کوکی های خود را پاک نکنید (برای ردیابی بعدی آی پی ها) ..ظاهرا

۳. برای کسانی که فکر می کنند تنها فایده این کار اینه که میل باکس آدم اسپم بارون میشه باید عرض کنم این شرکت تو سایتش متعهد شده که برای شما اسپم نخواهد فرستاد. ثانیا من خودم که ثبت نام کردم تا حالا اسپم نداشتم..

۴. من خودم زیاد به این قضیه خوشبین نیستم ولی خوب سنگ مفت و گنجشک مفت...

۵.ممکنه صفحات یه کم دیر لود بشن لطفا بر اعصاب خودتون مسلط باشید

۶.برای شروع روی ...Register Now در گوشه سمت راست صفحه کلیک کنید.

 

 نتیجه گیری اخلاقی غیر اخلاقی یا هر چی که اسمشو میذارین:

اگه این پروجه (حرف بعد از ز رو ندارم) این اولین باریه که این وبلاگه یه سودی به ما میرسونه...

ضرب المثل روز: شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لف لف خورد گه دانه دانه...

اینم عکس این زیبا رو که بد جوری دل منو برده....

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٤
تگ ها :


پرشین بلاگ

سلام دوستان

چند روزی بود به ادعای برخی دوستان وبلاگ نویس سرور پرشین بلاگ در حال تغییرات بود و عملا نمیتونستم آپدیت کنم حالا بعد از کلی وقت و اعمال تغییرات تنها تغییری که بنده احساس کردم ظاهر شدن پیغام زیر در ابتدای صفحه مدیریت یادداشتها و پیغام ها بود.

 کاربر گرامی،

سایت پرشین بلاگ اقدام به اضافه نمودن امکان جدیدی به سرویس خود نموده است. از این پس شما می توانید سیستم نظرخواهی را برای یادداشت هایتان به دلخواه فعال یا غیر فعال نمایید. چنانچه نظرخواهی یادداشتی را غیرفعال نموده باشید، بازدیدکنندگان وبلاگ شما نخواهند توانست نظرات خود را در مورد مطلب نوشته شده ابراز نمایند. برای استفـاده از این امکان، اعمال تغییراتی در قالــب وبلاگ شما ضــروری است. بـرای کسب اطلاع از تغییرات مورد نیــازاین صفحه را مطالعه بفرمایید.

 تنها چیزی که میتونم بگم اینه که بگم: خسته نباشید

حالا خودمونیم بلاگر تنبل از خدا چی می خواست؟.... یه سیستم بلاگینگ مثل پرشین بلاگ...

منتظر مطلب بعدی باشید... برمیگردم...

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٤
تگ ها :


آلبر کامو

 

Albert  Camus

 

....برایش(برای وکیل مدافعم) توضیح دادم که فطرت من طوری است که اغلب احتیاجات جسمانی ام احساساتم را مختل میسازد.روزیکه مادرم را به خواب می سپردم، خیلی خسته بودم و خوابم می آمد . بقسمی که از آنچه می گذشت چیزی  به خاطرم نمانده...فقط شاید ترجیح می دادم مادرم نمرده باشد.  فقط همین...

 

متن بالا قسمتی از کتاب بیگانه اثرنویسنده سرشناس فرانسوی آلبر کاموست.  سارتر در مقدمه این کتاب مینویسد" در میان آثار ادبی عصر ما، این داستان خودش هم یک بیگانه است" خلاصه داستان از این قرار است:

 

 قهرمان این داستان فردای مرگ مادرش حمام افتاب میگیرد، رابطه نامشروع با یک زن را شروع میکند و برای اینکه بخندد به تماشای یک فیلم کمدی میرود. و یک عرب را به علت انعکاس آفتاب بر چشمش میکشد و در شب اعدامش در عین حال که که ادعا میکند شادمان است و باز هم شاد خواهد بود، آرزو میکند که عده تماشاچیان در اطراف چوبه دارش هر چه زیادتر باشند تا او را با فریادهای خشم و غضب خود پیشواز کنند...

 

حتما میگید چه حیوانی! چه بیرحم! بهتون حق میدم نظر خوانندگان این کتاب بهد از انتشارش هم غالبا مثل نطرات شما بود تا انجای که خود جناب کامو مجبور میشه طی مقاله ای از شخصیت اول داستانش دفاع کنه...

 البته فکر میکنم اگر اون دفاعیه رو شما هم بخونید یکم نظراتتون تعدیل بشه اما میدونین چیه... همه اینارو نگفتنم که "بیگانه" یا "البر کامو" رو به شما معرفی کنم فقط اینارو گفتم که بگم خیلی وقته از این حس وحشت دارم بخصوص بعد از خوندن این کتاب ...حسی فطری که به موجب اون احتیاجات جسمانی انسان احساساتش رو مختل میکنه...

 

وحشتناکه نه!؟

 

اگه هنوز به عمق فاجعه پی نبردین به خاطر بیارید اون روزای امتحان که باید برای درس خوندن صبح زود از خواب بیدارشید ولی نیاز جسمتون به خواب احساس ترس از عواقب افتادن اون درس غلبه کرده...

 

و هزار و یک مورد دردناک دیگه...

 

زیادی جدی گرفتم !؟ مگه نه...!؟

 پ.ن: راستی چقدر عکس جناب کامو به تصویر ذهنی من از شخصیت اصلی داستان بیگانه شبیه

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٤
تگ ها :


کپی پیست می کنیم

 جانش کلمه شد و کلمه را نفروخت...


می خواست بگوید عدالت چیزی است بزرگتر از این بازی که آغاز کرده اید. گفتیم حقیقت چیزی است که گفتنش را نمی توان، هم گوش ها نمی شنوند، هم دهان ها نمی گویند، هم جان ها طاقت نمی آورند.
گفت من بی گفت این حقیقت که در جان من است آرام نمی توانم گرفت. گفتیم کلام هرگز به اندازه جان بزرگ نبوده است، چرا که کلام را همیشه در جان می توان نهان کرد تا روزی دیگر که بگوئیش بر سربازاری که کلام را خریداران فراوانند.
گفت این کلام که در من است خریدار نمی جوید، کودکی است، آنرا زاده ام نه برای فروختن و اینک طاقت نهان کردنش را ندارم. گفتیم جانت را چه می کنی، اگر که کلامت، جان را فدیه کند یا آنرا گواه و شاهد خویش بخواهد؟
گفت: من بی گفت این کلام بودن را تاب نمی آورم و جز گفتن آن هر آبی در دشت جان من سراب است. گفتیمش ما چنین نمی توانیم که تو می توانی و چنین نمی پنداریم که تو در پنداری.
گفت بودن را نمی خواهم که حقیقت همان است که در من به کلمه آمده است و من کلمه را می خواهم که باشد حتی اگر بودن را تاوان گفتن بدهم. گفتیم اگر تو نباشی کلمه ای دیگر نخواهد بود و تو مرد کلماتی و مرد باید باشد تا کلام باشد.
گفت: می خواهم که کلماتم باشد و خویشتن را در کلام خویش بگذارم. خویش را بدین گونه بود که فریاد کرد در کلمه و جان را از خویش به کلمه درآورد. جانش از آن پس کوچک تر و کوچک تر و کوچک تر شد و کلماتش از آن پس بزرگ تر شدند و بزرگ تر شدند و بزرگ تر شدند.
رفت که برود، صدایی شد و کلماتی، تا صدایش و کلمه اش بماند . صدایش ماند و کلمه اش ماند . اکنون صدایی دیگر از او نمی شنوی ، بدنش به سکوت می رود و کلمه هایش پر طنین تر و پر طنین تر و پر طنین تر می شود.
در بازاری که مردمان سر به زیر انداخته اند و به سرعت از سرمای سکوت می گریزند، صدایی ناگزیرگوش و جان و قلب آدم ها را نشانه می گیرد ، هرچه صدا بلند تر می شود طپش قلبش آرام تر می شود، قلبش به سکوت می رود ، ساکت می شود. می ایستد . منحنی سبز بی رحم به خطی بدل می شود.
عابران می روند . می گذرند و گروهی می مانند.
ما بر سر بازار خویش ایستاده ایم، صدایش از انکار هر کس بزرگ تر است و هر که باشی جز احترام کاری برایش نمی توانی بکنی.
تنها می شود به چشمان مردمان خیره شد وگفت: او گفته است که قیمت جانم را مردمان خواهند گرفت . آیا مردمان قیمت جانش را خواهند گرفت؟

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ امرداد ۱۳۸٤
تگ ها :


پستهایی که با سلام آغاز می شدند

دوستان سلام

اگه راستشو بخواین اصلا قصد وبلاگ آپدیت کردن نداشتم. ولی خوب بر حسب تصادف چشمم به این کنتور وبلاگ افتاد دیدم ظرف دیروز و امروز تا این موقع صبح که دارم براتون مینویسم ۲۰ تا ویزیتور داشتم اینه که پیش خودم خجالت کشیدم گفتم یه چیزی تو وبلاگ بذارم شرمنده این جماعت عاشق نشم البته قبل از این هم ۲ بار به این کار اقدام کرده بودم که هر دو دفعه شر این ویروسهای لعنتی شامل حالم شد و کامپیوترم ریست شد.

راستش خیلی وقته می خواستم بدونم مردم دنیا تو اینترنت بیشتر دنبال چی میگردن البته بعضی وقتها تو سایت یاهو یک آمار مختصری از بیشترین سرچهای یاهو منتشر میشد ولی اصلا کامل و قابل اعتماد نبود تا اینکه به مطلبی در همین زمینه در سایت بی بی سی برخوردم من که جوابمو گرفتم  گفتم شاید شما هم خوشتون بیاد...

Yahoo! Search

Popular Searches
Jessica Simpson
· Jessica Simpson
· Tour de France
· Ringtones
· Mariah Carey
· Baby Names
· Harry Potter
· Maria Sharapova
· Lance Armstrong
· Recipes
· Music Downloads
Harry Potter

زنان و بازیهای رایانه ای در صدر نتایج جستجوهای اینترنتی

نتایج یک تحقیق نشان می دهد کاربران اینترنت بیش از همه به دنبال تصاویر زنان عریان و راه های تقلب در بازیهای رایانه ای هستند.

تحقیق موسسه "وردترکر" نشان می دهد که ده سال سرمایه گذاری در اینترنت به رشد و تکامل این رسانه کمک کرده ولی کاربران عمدتا به دنبال چیزهای پیش و پا افتاده می گردند.

این پژوهشکده با بررسی واژگان مورد جستجوی کاربران اینترنت به این نتیجه رسیده است که اسامی زنان معروف در صدر فهرست ۳۰۰ کلمه پر جوینده قرار دارد. مثلا در ۱۹ ژوئیه جسیکا سیمپسون، خواننده آمریکایی در صدر ایستاد. جسیکا آلبا، هنرپیشه، دانیلا هانتوچووا، تنیسور و پاریس هیلتون، بازیگر سینما و تلویزیون، به ترتیب دوم، چهارم و پنجم شدند.

این نتایج موجب نگرانی کارشناسان درباره رفتارهای اینترنتی کاربران شده، مخصوصا این که وردترکر کلمات مورد نظر افراد علاقه مند به سایتهای هرزه نگاری را دنبال نمی کند. ناظران می گویند در صورت افزودن آن واژگان، می توان فهمید که کاربران شاهراه جهانی اطلاعات از هدف اولیه طراحان آن برای اطلاع رسانی بهنگام و جامع منحرف شده اند.

دنی سولیوان، سردبیر "دیده بان جستجوگرهای اینترنت" به مجله فوربز گفته است: "بیشترین نتایج جستجوها حاکی است که مردم به دنبال هرزه نگاری هستند."

حتی زمانی که کاربران به دنبال سایتهای هرزه نگاری نیستند، جستجوی آنها باز برای کارشناسان چندان امیدبخش نیست.

تحقیق وردترکر نشان می دهد "تقلبهای پلی استیشن ۲"، "تقلبهای ایکس باکس" (دو دستگاه بازی رایانه ای ساخت سونی و مایکروسافت) در میان فهرست محبوبترین عبارت مورد جستجو به ترتیب ششم و هفتم بودند.

تصنیفهای موسیقی سوم شد و طنز و لطیفه در مکان هشتم این فهرست ایستاد.

آقای سولیوان می گوید که حتی وقتی مردم در اینترنت به دنبال هرزه نگاری، تقلب و موسیقی نیستند، آنها به بیراهه های مضحک می روند.

وی به فوربز گفته است: "تنها چیز دیگری که می بینید، جستجوهای راه یابی است، مثلا مردم دنبال سایت هات میل یا گوگل می گردند."

نگاهی به نتایج موسسه وردترکر نشان می داد که آقای سولیوان حقیقت را می گوید. گوگل دهمین واژه محبوب در میان کلمات پر جوینده است. به عبارت دیگر، مردم در یک موتور جستجوگر به دنبال موتور جستجوی دیگری هستند.

شاید بگویید که روزهای گرم تابستان است، مغز آهسته تر فرمان می دهد و در نتیجه جستجوها پراکنده و آشفته می شود. ولی وردترکر می گوید که نام پاریس هیلتون که وارث هتلهای زنجیره ای هیلتون است، پر جوینده ترین عبارت تمام ادوار است و گوگل با اختلاف اندکی در مکان دوم جا می گیرد.

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٤
تگ ها :