بازگشت بی فروغ

 

وقتی میگه "دیگه با من حرف نزن " واقها دیگه نباید باهاش حرف بزنی چون حتی یک کلمه هم میتونه همه چیز رو به هم بزنه و اوضاع رو بحرانی و متشنج کنه!

 

منم بعد از مدتها تونستم پا روی غرورم بگذارم و توی فرصت مقتضی سکوت اختیار کردن رو تمرین کنم...

 

هر چند اولش خیلی به آدم فشار میاد.. اما به آرامش بعدش و لبخندهایی که رد و بدل میشه میارزه...

 

خوشحالم که یک لحظه خودم رو کنترل کردم و از صحنه دور شدم وگرنه الان به جای این چند خط باید شاهد یک زاری نامه طویل می بودید...

 

دلم میخواد هر چه زودتر عامل این پریشونی هاش بر طرف بشه، اون موقع است که میتونم یه نفس راحت بکشم و به معنی واقعی کلمه بگم خوشبختم...

 

خوب از این چندتا خط میشه فهمید که چقدر دوستش دارم و چقدر براش احترام قائلم اما....

 

اینو بخونید جالبه:

 

fi yuo cna raed tihs, yuo hvae a sgtrane mnid too. Cna yuo raed tihs? i cdnuolt blveiee taht I cluod aulaclty uesdnatnrd waht I was rdanieg. The phaonmneal pweor of the hmuan mnid, aoccdrnig to a rscheearch at Cmabrigde Uinervtisy, it dseno't mtaetr in waht oerdr the ltteres in a wrod are, the olny iproamtnt tihng is taht the frsit and lsat ltteer be in the rghit pclae. The rset can be a taotl mses and you can sitll raed it whotuit a pboerlm. Tihs is bcuseae the huamn mnid deos not raed ervey lteter by istlef, but the wrod as a wlohe. Azanmig huh?

 

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٥
تگ ها :