دلمون!

.

1. یه بسته محتوی یه چیزی!، برای انجام پرو‍ژه ای!! توسط  شرکت پستی معروفی!!!، قراره برام از یه جایی!!!! برسه. توی وبسایت شرکت پستی وقتی بسته ام رو پیگیری میکنم میبینم همه چیز تا پشت مرزهای ایران منظم و به سرعت و طبق برنامه پیش رفته اما از اون به بعدش انگار یکدفعه همه چیز محکوم به توقفه...تازه الان دارم متوجه میشم آخر دنیا که میگن یعنی چی؟ واقعا  آخر دنیا همینجاست! (واژگان این بخش به دلایل امنیتی به شکل نکره!!!! به کار برده شده است!) 

.

.

2. یک شنبه شب گذشته در حال سقوطی وحشتناک پس از فتح قله ای رفیع بودم که شعر زیر به نجاتم اومد! 

یک روز رسد غمی به اندازه کوه             یک روز رسد نشاط به اندازه دشت

افسانه زندگی چنین است عزیز            در سایه کوه باید از دشت گذشت

.

به نظر شما هم الزاما در پس قله، دره ای خفته است؟ 

.

.

3. دلم استندآپ کمدی میخواد از نوع نشستش حتی اگه مجبور بشم همه مراسم رو ایستاده تماشا کنم! ابراهیم خان کاش روزی برسه که تو خاک سرزمین خودت استندآپ کمدی نشسته راه باندازی...

.

راستی دوم دام دات کام رو که حتما میخونید؟ نه؟

.

.

4. دلم سفر میخواد. یه سفر دور و دراز، تا اینجاش چیز عجیبی نیست، اما از اینجا به بعدش.... دلم میخواد قلب کلمبیا را فتح کنم، میخوام نیمه شبهای بیدار بارانکیا رو از نزدیک ببینم، دلم میخواد طعم غذاهای «دخمه» رو بچشم! دلم میخواد بوی تعفن آبراهی که بارانیکا رو به آرکاتاکا متصل میکنه استشاق کنم! دلم یه جعبه پر از کتاب میخواد، عین همون که دون رامون برای گابیتو فرستاده بود... پر از ویرجینیا وولف و فاکنر و اشتین بک.... دلم کلمبیا میخواد! دلم...

.

.

5. برای واحد درس «نمایشنامه 2» استادمون Waiting for Godot ساموئل بکت رو معرفی کرد، اسمش رو که شنیدم برق از چشمام پرید، آخه چند وقت پیش که نقدش رو میخوندم شدیدا احساس کردم که باید بخونمش.. فعلا که نسخه اصلیش هنوز به دستمون نرسیده! تا اون موقع دلم ترجمه فارسیشو میخواد. ترجمش میشه در انتظار گودو ! نه؟ نمیدونم چرا فکر میکنم ترجمش باید بشه بازگشت گودو.. آهان علت اشتباهم رو فهمیدم!.. امان از گودزیلا! امان!

.

.

6. یکی به این خدا جون بگه، هر چیزی آخه اندازه ای داره! تابستون هم از این قاعده مستثنی نیست! حالا درسته که ما از پاییز بدمون میاد و همین چند وقت پیش این همه بهش فحش و بد و بیراه گفتیم اما دیگه دلیل نمیشه اینقدر این بیچاره چشم انتظار بمونه! از اون گذشته این کولر های بیچاره هم دیگه جونشون به لب رسیده! خدا جون 19 مهر شد و ما هنوز داریم از گرما هلاک میشیم! حواست کجاست آخه؟!

.

.

*دلمون کامنتهای 6 قسمتی میخواد.... دلمون.... امان از این دل!!

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :