به سبک نی سی برای دل خودم

 

من دارم کلافه میشم از این شوهای تو خالیٍ خود نمایانه ی مبتذلٍ پرعکسٍ بی محتوا که دم به دقیقه برام روی استیج میبری. من از فرط تهوع دارم روده اعم و اخص خودم رو بالا میارم از اینکه تو اصل موضوع رو رها کردی و چسبیدی به پوست تخم مرغهای به تفاله ی چای- آغشته یٍ بو گرفته یٍ توی کیسه زباله ای که به موزه حشره شناسی بیشتر شبیه است تا آشغالدونی. من دارم منفجر میشم از این نفرت که همه پرشدنی های بدنم از مثانه گرفته تا معده و روده طویل و صغیر تا حفره های سلولهای خاکستری معدود مغزو سایر نسوجٍ جوارح علی هذا رو پر کرده. دارم قی میکنم از خباثت روح پلیدت از اعتماد به نفس پوشالی فرو نریختنی ات و تنگ نظری و حسابگری منزجر کننده ات. عامل همه را خوب میدانم. حق داری اما در این لحظه ی خاص ترحم در حقت حماقتی بیش نیست که خود بیشتر مستحق ترحمم و تالم و  تاسف هم. تاسف برای خودم و این خوش بینی فطری ام به نوع بشر که یک شبه به باد فنا دادییش. حالا دیگر باید به طبقه بندی ام از انسانها، نوع تو را هم اضافه کنم.. برای خودم و در گوشه دنج مغزم چنین درج میکنم، انسانها زین پس بر سه قسمند: انسانهای خوب و خوش طینت و مثبت؛ انسانهای بیمار و بی خطر و قابل مدارا و تحمل + انسانهای خبیث و بد طینت و پلید!

 

پی نوشت معینانه و بی ربط: ما زفردا نگرانیم که فردا چه کنیم   زیر این بار گرانیم که جان را چه کنیم

پی نوشته غیر معینانه وباز هم بی ربط:  اینترنت وایرلس مجانی خونمون بس ناجوانمردانه قطع شده! در تکاپوی خرید اینترنتیم. برای همین سایه مان سنگین شده!

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :