شکیبایی

پریشب طبق عادت مألوف سیر و پیاز فراوانی به خوراک مرغمان زده بودم و غر و لند دوستان به پا که "اه، دوست نداریم و نمی خوریم و این چیه و ..."

نا خوداگاه جواب دادم "دوست ندارم و نمی خورم و نمی خوام و.. نداریما"

و نمی دونستم صاحب اصلی این جملات چند ساعت بعدش دیگر در دنیای ما نخواهد بود!


خونت سبز خسرو خان، کاممون از رفتنت بس تلخ شد!



  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ۱۳۸٧
تگ ها :