ته دیگ

دیگ  صحبت خالی و آتش سترگ

آنچه هست چیزی به جز ته دیگ نیست

زندگی کشکی و پوشالی شده

فوت غم ها می وزد بر دوغ عمر

تاس می اندازم و در حیرتم

سفره ی بختم چرا لبریز نیست

وجه شش آخر کجا مخفی شده

از پسِ دو، سه و چار و پنج و هیچ!

 

 

حالمان خوش است این روزها، هفته ها و ماه ها و حتی سال هاست به این خوبی نبودیم اما، همیشه باید یکجای کار بلنگد انگار، که به قول ابوی «چار بند ترازو که جفت شد باید جا گذاشت و رفت.» فلذا چاربند ترازومون جفت نیست پس هستیم!

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٧
تگ ها :