دیشب

می گم: به بن بست رسیدم!

میگه: دنیا تهش سوراخه، بن بستی وجود نداره و یه مثالی میاره که دوتایی روده بر می شیم از خنده!

میگم: خیلی بی تربیتیم، مگه نه؟

میگه: نه اتفاقا خیلی هم ردیفیم!

میگه: خوب شب و روزمون قاطی شده و واسه خودمون بزم شبونه میگیریما!

میگم: روزهای رفته دیگه بر نمیگردن!

و می خندیم و می خندیم و در بن بست سوراخدار خویش خوشیم!

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها :