سنجش بی خردی ناب

خودم را می آمرزم، وصیتِ محتوی عصاره ی بیخردی ام را می نویسم و لای «سنجشِ خرد ناب»، قطورترین کتابِ حال حاضر کتابخانه ام می چپانم، گوشی را بر می دارم، کلید شش را به نیت M فشار می دهم، حرف اول اسم مستعارت، اسم مستعارت که نه، ترجمه ی انگلیسی اسمت! امینیت، امنیت دُرِّ گرانیست، حتی در لیست تماسهای گوشی ات.   M را فشار می دهم، اشهدم را قبلش خوانده ام، تلفنت زنگ می خورد لابد، همزمان با بوق های گوشی من! یک بوق، یک بوم، یکی از گوشی، یکی از قلبم؛ بوق، بوم، بوق، بوم....

 

The person you are calling is not available, please try later

 

گوشی را زمین می گذارم، وصیت نامه ی یک خطی ام را از لای «سنجش خرد ناب» بیرون می آورم و ریز ریز می کنم. هنوز صدای قلب را می شنوم:

 

بوم بوم، بوم بوم، بوم بوم....

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها :