جنون کلمات

ترجمه هام را جمع و جور کرده م تو یه فایل، هی دارم تو ورد بالا پایینشون می کنم و قربون صدقه خط به خطشون می روم، هی دلم می خواد برم پیرنتشون کنم و داغ داغ بغلشون کنم، هی می خوام لبام رو بچسبونم رو تک تک کلمه های «لام» و «ب» دارش و شیره شون رو بمکم، هی می خوام دستم رو حلقه کنم دور گردن پاراگرافهای کوتاه و بلندش و گونه ی جمله هاش رو ببوسم، هی می خوام تو سفیدی حاشیه هاش دراز بکشم و به سیاهی کلمه هاش زل بزنم، هی می خوام برم بالای سر«کاف»هاش بشینم و سر بخورم تو تشت "«نون» هاش، هی همونجا بشینم و با گردی تقطه هاش یه قل دو قل بازی کنم، هی می خوام زودِ زود بدم بخونیشون، آخه من هی هی عاشق این ترجمه هام، هی عاشق این ترجمه هام به خدا...

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧
تگ ها :