به جای بهاریه

هر چه برای خودم دمبلی دیمبول راه انداختم، همه ی ترانه های نوروزی رو دانلود کردم و تک تک روانه ی اسپیکر کردم، هر چی سعی کردم سر خودم رو شیره بمالم که پسر جان "عید اومده عید اومده بهاره" اما انگار نه انگار که بهاره؛ هر چی در گوش دلم خوندم "بهار اومد هوا خوبه، نگار من چه محجوبه" کارگر نیافتاد؛ هرچی با خودم زمزمه کردم "بیا ای عمو نوروز، برو ای غم امروز" اما این غم بی مروت نرفت که نرفت.. سبزه ها که سرعت رشدشون تو استوا دو سه برابر شده بود رو مجبور شدم بیاندازم دور، ماهی کوچک توی تنگ بلور هم حالش خوب نیست و من هر چی سعی کردم هفت سین درست درمونی بیاندازم با شرایط موجود چیزی بهتر از این از آب در نیامد، فلذا فعلا همین است که هست:

 

هفت سینش، سرشک و سوگ و سراب

سرب و سنگ و سموم و سرسام است

ساغرش پر ز تلخکامی‌ها

سبزه‌اش پایکوب آلام است

 

القصه که حال ما و سال ما که به سنت سنوات ماضیه  خوش نیست، امید که  لااقل سال شما به کام و حالتون خوش باشه!

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧
تگ ها :