مردی ؟ به جهنم...

خیلی خنده داره آدم یه عمر هر روز که از خواب پا میشه کلسترول و ویتامین و پروتئین و میزان کالری ای که باید در طول روز به بدنش برسه رو با چرتکه حساب کنه و همه ش رو تو رژیم غذایی روزانه اش لحاظ کنه، صبحانه شیر بز کوهی و عسل اورامان و آب پرتقال واشنگتنی و خاویار روس زهر مارش کنه؛ ظهرها بیست دقیقه بعد از نهار رژیمیش بخوابه تا پوست شادابی داشته باشه و با هزار بدبختی روغن هسته ی انگور گیر بیاره که بریزه رو سالاد شفتالوش و کلسترولش رو پایین نگه داره و بعد از تناول سالاد کم کالریش یه ساعت پیاده بره گلچرخ تا هیکلش فیت بمونه و بعدش شبها ماسک خیار و خرزهره و هویج فرنگی بذاره و قهوش رو تلخ کوفت کنه تا خدای نکرده قند خونش بالا نره و قبل از خواب یه لیوان شیر و شربت مولتی ویتامین و روغن کرچک رو که مزه ی پیشاب خوک میده رو باهم سر بکشه؛ خیلی خنده داره آدم همه ی عمر از ترس جونش لب به سیگار و مشروب نزنه و اصلا نفهمه فرق سیگار اولترا لایت با لایت و فرق ویسکی جانی واکر با نفت چراغ و فرق قلیون دو سیب نعنا با منار مسجد لطفعلی خان اصفهان چیه و موقع خواب تکنیکهای یوگا به کار ببره و ذهنش رو از همه ی کثافت های جاری خالی کنه تا تمرکزش رو تقویت کنه، بعد یه روز از همین روزهای مسخره ی زندگیش که خبر مرگش از خواب بیدار میشه، در حالی که داره خواب آلود، کش و قوس های صبحگاهی همراه با حرکات موزونش رو از دم در اتاقش شروع می کنه و همزمان به این فکر می کنه که خمیر دندون اورال بیلش رو کجا گذاشته، پاش روی پا فرشی دم در اتاق سُر بخوره و با ملاج بره تو چهارچوب در و به چشم به هم زدنی ریق رحمت رو سر بکشه، خیلی خنده داره واقعا! خیلی!

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها :