آن خشت بود که پر توان زد

در خبرها آمده است که "خانم ماریا دل سوکورو تلادو لوپز - معروف‌ترین نویسنده‌ی داستان‌های رمانتیک در اسپانیا - در سن 82سالگی درگذشت. این نویسنده بعد از سروانتس، پرمخاطب‌ترین نویسنده‌ی‌ تاریخ ادبیات اسپانیا محسوب می‌شود و بیش‌ از چهارهزار رمانی که در طول پنج دهه فعالیت ادبی نوشته است، به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه شده‌اند. " نشسته ام دارم با خودم حساب کتاب می کنم که چهار هزار رمان در طول پنجاه سال عمر ادبی ایشان (هجده هزار و دویست و پنجاه روز) میکند به عبارت هر چهار و نیم روز یک رمان؛ یعنی اگر طول هر کدام از رمانهای ایشان را به تقریب صد و پنجاه صفحه - بر اساس نظر برخی منتقدان یک داستان برای اینکه رمان خوانده شود حداقل باید بیست هزار کلمه داشته باشد - فرض کنیم، ایشان یک نفس و بدون مرخصی و بی وقفه روزی سی و سه صفحه داستان می نوشتند؛یا به عبارتی چهار هزار و چهارصد و چند کلمه در روز؛ این یعنی هر ساعت صد و هشتاد و پنج کلمه ؛ یعنی فاجعه؛ یعنی معجزه؛ یعنی زندگی بدون خورد و خوراک و قضای حاجت؛یعنی آقای شریعتی روی شما سفید!

*عنوان مصرعی از نظامی

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها :