سکوت

راست می گوید امیر دست و دلمان به نوشتن نمی رود. بعضی هامان هم محکوم به سکوت شده ایم؛ سکوتی که شاید از سر ترس باشد از سر مصلحت باشد از سر تردید باشد اما بی شک  از رضایت نیست... راست می گوید امیر بعضی وقتها آدم حس سربازی را پیدا می کند که سنگرش را ترک کرده است. حس پدری که فرزندش را گم کرده، برادری که  خواهرش را فرستاده وسط شط خون، عاشقی که معشوقش را گم کرده...همه ی این حس های شوم را در یک فاصله ی هفت هزار کیلومتری ضرب کنید و خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل! وای که چه روزهای تلخی هستند این روزها...وای

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها :