V-2

«وی مثل وندتا» ی براداران واچافسکی را باید این روزها با هم تماشا کنیم، باید بنشینیم و تک تک دیالوگهایش را از بر کنیم، باید دست هم روابگیریم و ده دقیقه ی آخر فیلم رو با هم تجربه کنیم، باید شکوه حرکت مردم سر تا پا سیاهپوشِ نقاب بر چهره ای که خیابانهای شهر را به تسخیر خود در می آورند  را با هم به نظاره بنشینیم. «وی مثل وندتا» را باید ببینیم تا لذت داشتم یک آرمان مشترک و همبستگی منجر به پیروزی را کمی ملموستر از پای جعبه ی جادو حس کنیم. باید نمادهای فیلم را تک تک به خاطر بسپاریم: شهری که با آتش بازی و موسیقی به تسخیر مردم در میاد؛ نقابهایی که با پست درب منزل تک تک مردم شهر فرستاده میشوند؛ دیوار نوشته های قرمزی که همه ی شهر را به تسخیر خودش در میاورد؛ نیروهای پلیسی که در برابر اراده ی نقاب پوشان سر تسلیم فرود می آورند؛ انقلابی ای که با شاخه ای گل طعم مرگ را به مزدورانش می چشاند و خود با یک رقص آرام به پیشواز مرگ میرود! «وی مثل وندتا» رو باید این روزها ببینیم و پنج نوامبر موعودش رو به خاطر بسپاریم!

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٢:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :