ناگفته ها

دلم نمی خواد فکر کنید با رفتنتون تنها چیزهایی که برام جا گذاشتین یه عالمه خوراکی، یه دوربین، یه ام پی تری پلیر و یه مشت دلار تا نخورده است؛ دوست دارم بدونید حالا دیگه جا به جای این خونه به رد پاهاتون ممهور شده، حالا دیگه این خونه بوی شما رو گرفته؛دلم می خواد بدونید درسته که سرد و بی احساس به نظر می رسیدم، درسته که حتی بعضی وقتها از بعضی چیزها رنجیدم و نارضایتیم رو از بعضی چیزها اعلام کردم، اما الان که به خودم میام می بینم با تمام وجودم ار بودنتون سرشارم. دلم می خواد بدونید از بعد رفتنتون این خونه پر شده از خاطرات چهارتایی، بوی زندگی و عطر باهم بودن؛ دلم می خواد بدونین که دیوارهای این خونه از الان به بعد فقط حدیث خاطرات این دوران رو مکرر خواهند کرد و نه چیز دیگه ای رو. سفرتون بی خطر، دلم براتون تنگ میشه حتی اگه هرگز دل تنگی م رو به زبون نیارم، دوستتون دارم حتی اگه هرگز اجازه ندید این دوست داشتن بر زبان جاری بشه!

 

پی نوشت: این وبلاگ از این تاریخ دوباره به روال سابق به روز خواهد شد.

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها :