چند راند تا غصه

برای آقای پرفسور که کتابش را «کتاب مقدسم» خوانده بودم و همین جمله کلی اسباب مودت میانمان شده بود  نوشته بودم که اگر برایش ممکن است فهرستی از کتابهایی که برای نوشتن مقدمه ی تزم لازم می بیند ارسال کند تا به قول فرنگی ها ری ویوو آو لیتریچر را هر چه زودتر شروع کنم. برایم نوشته "باور کن در این کره ی خاکی ظاهرا فقط خودت و خودم به این موضوع علاقه مندیم، برای همین باید قبول کنی که متاسفانه منبع خاصی در این زمینه پیدا نخواهی کرد" و حالا من نصفه ی شبی سر در گریبان، جدال وجد و غصه را به نظاره نشسته ام؛ وجدی که از حس ناب یگانگی می آید و غمی که از بی یار و یاور ماندن در این صحرای برهوت! نشسته ام به تماشای این جدال نابرابر ببینم جناب "وجد" تا شکست چند راند دوام خواهد آورد...

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :