بشریت آمار زده و سایز سینه های خانم ژوهانسون

بعضی آمارها هستند که باید آنها را خوب به خاطر سپرد؛ زیرشان با قرمزترین خودکارهای جامدادی‌مان خط کشید و فسفری‌ترین هایلایترهای موجود را رویشان سُر داد. بعضی آمارها هستند که باید جایی روی وجدانمان سوارشان کنیم و چراغشان را گوشه ای از ذهن مان بیست و چهار ساعته روشن نگاه داریم. که استیکی‌نوتشان کنیم بچسبانیم به در و دیوار ذهن فراموشکارمان.این که این‌قدر روی پر رنگ کردن آمارها تاکید می کنم به خاطر این نیست که آمارهایی که شرحش خواهد رفت عاری از اهمیت ماهوی اند؛ که انقدر ریزند که باید زیر ذره‌بین بروند. دلیلش شاید این باشد که احساسات بشرِ قرن بیست و یکم در مجاورت با رسانه های امروزی، قدری کند شده است؛ که بخواهیم قبول کنیم یا نه انسان هزاره ی سوم انسانی آمار زده است. این که یک میلیارد نفر از جمعیت شش میلیارد و اندی زمین گرسنه اند را روی هر کاغذی بنویسی از شرم مچاله می شود. هفده هزار کودکی که روزانه از فقر و گرسنگی از این جهنم رخت بر می بندند را اگر به روی گربه ی نشسته بر دیوار بیاوری سقوط می کند. دو میلیارد انسانی که از داشتن مستراح محروند و پشت این دیوار و آن دیوار قضای حاجت می کنند روی زمین را خجل کرده است. اینها را نمی نویسم که تلخی زندگی ای که این روزها برایمان ساخته اند را دو چندان کنم؛ این ها را یاد آوری نمی کنم که خود را از شادی های کوچکمان محروم کنیم. این ها را می نویسم تا اولویت ها فراموشمان نشود؛ دغدغه‌هامان پوشالی نگردند؛ که سایز فیها خالدون فلان آکتر سینما و فرم برآمدگی های بهمان خواننده از حاشیه به متن بدل نشود؛ این ها را می نویسم که مبادا سر فانتزی های رنگارنگ‌مان به هم بپریم؛ که بدانیم انسانیت کجاست و ما کجا ایستاده ایم!

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸۸
تگ ها :