آخ اگه بارون بزنه

دیگه ده مثل قدیم نیس که از آب در می گرفت

باغاش انگار باهارا از شکوفه گر می گرفت:

آب به چشمه!حالا رعیت سر آب خون می کنه

واسه چار چیکه آب،چل تارو بی جون می کنه.

نعشا می گندن و می پوسن و شالی می سوزه

پای دار،قاتل بیچاره همونجور تو هوا چش می دوزه

"چی می جوره تو هوا؟

رفته تو فکر خدا؟..."

"نه برادر!تو نخ ابره که بارون بزنه

شالی از خشکی درآد،پوک نشادون بزنه:

اگه بارون بزنه

آخ اگه بارون بزنه!"

 

طبعن شاملو

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸
تگ ها :