از میان‌برها

پیش‌ترها که هنوز ترکیب رویایی Ctrl + Z را کشف نکرده بودیم فاجعه همیشه از پسِ لغزش دست‌مان روی دکمه‌ی Delete اتفاق می‌افتاد؛ می‌نشستیم و هر کدام به فراخور بردباری‌مان، بسته به چیزی که پاک شده بود، زمانی که برای درست کردنش صرف کرده بودیم؛ دلی که لابلای خطوط و شکل‌هایش جا گذاشته بودیم سوگواری می کردیم، اشک می‌ریختیم و احیانن خودمان را برای شروعی دوباره متقاعد می‌کردیم. حالا اما چشم بسته شست چپ‌مان را روی کنترل می‌گیریم و با انگشت اشاره Z را نشانه می رویم! می‌خواهم این کلیدها و دستورها را بهانه کنم تا بگویم زندگی هم باید "یک جاهایی"، "یک زمان‌هایی" از این کلیدهای ترکیبی هیجانی داشته باشد؛ میان‌بُرهایی که باید نشست کنار اهلش و آموختشان؛ کاتالوگ‌های زندگی را تورقی باید کرد شاید جایی لای سطورش پیداشان کرد. از من بپرسید می گویم زندگی باید پر باشد از این میان‌برها که ندیدنشان بی‌شک دلیل نبودنشان نیست.

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :