مدیریت تکلیف: نوشتاری خرد در باب کنترل دیکتاتوری خانگی

 

دیکتاتورخانگی قوانینش را با غریزه‌اش می‌سازد نه اندیشه‌اش. چرا که در مقام اندیشه شاید اصلن تفهیم اتهام دیکتاتوری به یک دیکتاتور خانگی ممکن نباشد. ساختار اندیشه‌ی دیکتاتور مشخص است: حفظ سلطه با تمسک به همه‌ی ابزارهای موجود. این تفاوت در راه‌کارها هستند که دیکتاتورها را از هم متمایز می‌کنند و اِلا اصول عینن یکسانند. بزرگترین نیاز دیکتاتور، نیاز به امنیت قدرت و حصول اطمینان از حفظ سلطه است. دیکتاتور برای احساس امنیت کردن و حفظ سلطه، نیاز به «کنترل» مداوم دارد. حس عدم امنیت، بلای جان دیکتاتور است. برای کنترل کردن، دیکتاتور نیازمند ارائه‌ی «تکلیف» است. سرسپردگان یا قربانیان دیکتاتوری یا با انجام تکلیف منافع او را تأمین می‌کنند (انجام تکلیف، مطلوبِ واقعی دیکتاتور نیست) یا با عدم انجام تکلیف برای دیکتاتور «حق تنبیه» فراهم می آورند. تاکید می‌کنم اینجا صحبت از دیکتاتوری‌های به‌ظاهر مسالمت‌آمیز خانگی است، هر چند تعمیم هم بلامانع می‌نماید. دور و برتان را خوب نگاه کنید مصادیق منطورم فراوانند. در اینجا سخن این است که زمان درست مبارزه با دیکتاتور، زمان ارائه‌ی تکلیف است. فکر می‌کنم این کم‌هزینه‌ترین شیوه‌ی مبارزه باشد. تکلیف که صادر شد/گرفته شد در هر صورت برنده دیکتاتور است. لحظه‌ی ارائه‌ی تکلیف‌هایتان را جدی بگیرید. پاشنه ی آشیل دیکتاتور جایی همین حوالی باید باشد.

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩
تگ ها :