رانده و نرسیده

بازنویسی اش ملالِ بی مزد است. آرشیو وبلاگستان را که زیر و رو کنیم فراوان اند حکایت آدمهای سرخورده از سرزمین پدری/سرزمین مادری؛ آدمهای رانده شده/ خود رانده و از باقی دنیا مانده؛ حکایت تازه ای نیست، هر چند تکراری بودنش هم دردی را از تک تک ما دوا نکند. حتی اگر گرفتاری مان تنها مُهری باشد رنگین نشسته بر صفحه ی دفترچه ای جگری رنگ؛ به رنگ خون هایی که جبر جغرافیایی بر دلمان نشانده و می نشاند...

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها :