از شدت پارسی

اصطلاح «هرکسی را بهر کاری ساخته‌اند» را می‌شود با زبان‌های مختلف هم تعمیم داد. یعنی می‌شود نشست و با ژستی کاملن حق به جانب مدعی شد که هر زبانی را بهر کاری ساخته‌اند. هنوز دیالوگ مادر لیلا حاتمی در سریال کیف انگلیسی در گوشم است که با همان ژست برژوازی‌اش می‌گفت "من وقتی به اوج احساس می‌رسم این تنها زبان فرانسه است که کمک می‌کند حالم را بیان کنم" (نقل به مضمون حالا). بارها دیده‌ام همین بچه‌های گودر صفحه ی ویکی‌پدیای عربی فلان سرویس تکنولوژیک یا فلان قطعه ی صنعتی را بساط خنده شان کرده‌اند. خب حق هم دارند؛ عربی زبان تکنولوژی نیست یا شاید برای ما که مذهب را به عربی در گوشمان دیکته کرده‌اند نباشد. چند وقت پیش‌ها نشسته بودم کتابی در باب باورهای مسیحیت به انگلیسی می‌خواندم و انگشت به دهان مانده بودم چرا انقدر این متن به انگلیسی زار می‌زند. جوابش شاید این باشد که انگلیسی زبان سکولاری است. کمدی الهی دانته را هم که به انگلیسی می‌خواندم همین بود. خطابه‌های جان دان هم  ایضن. انگلیسی زبان علم است، زبان منطق است، خزعبل سخت به کلمه می‌آید به این زبان.

حکایت زبان مادری ما هم شاید همین باشد. فی المثل برای من فارسی هیچ‌وقت زبان نامه نگاری‌های نیمه رسمی نبوده است. انگار در این سطح رسمیت کلمات به کاغذ نامه تن نمی‌دهند. یا رومی روم می شوند یا زنگی زنگ. مدام دوز رسمیت نامه از دست آدم در می‌رود. نمونه‌اش همین خطاب کردن آدم‌ها در اول نامه‌های نیمه رسمی. نه می‌شود اسم تنها به کار برد. نه جناب و قربان به قلم می‌آیند. می‌دانم شاید بخشی از این ایراد به مهارت نگارنده برگردد ولی انصافن فارغ از این مثال با زبانمان خیلی حرف‌ها را سخت می شود زد. زور بر می دارد نوشتن بعضی مفاهیم. اصلاح می‌خواهد این زبان.

زبان شناس نیستم، جامعه شناس هم نه! اما میدانم باید نسبتی باشد بین اصلاح یک جامعه و اصلاح زبان مردمانش. شاید همان‌قدر که اصلاح جامعه‌مان سخت است اصلاح زبان‌مان هم دشوار باشد. شاید هم اصلن اصلاح زبان در مقیاس عمر من و شما خیال خامی باشد. مطمئن نیستم. تنها چیزی که مطمئنم این است که زبانمان با همه‌ی قدمت و شکوهش بعضی جاها می‌لنگد و باید فکری به حالش کرد.

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها :