سه نقطه

 

دیدید چطور تعطیلات تموم شد.. برای من که مثل همه تعطیلات عمرم زود گذشت و من موندم و سیل برنامه های انجام نشده و آرزوهای بر باد رفته.. نمیدونم تا چه حد حق دارم تو وبلاگی که قرار بود وبلاگ بچه های زبان ورودی 82 باشه مطلب خصوصی بنویسم. ولی خوب فعلا چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه...

 

تازگی ها یکی بهم گفت عرفان خیلی جوگیری اولش یه خورده همچین بگی نگی بهم بر خورد ولی بعد که یکم فکر کردم دیدم نه بنده خدا زیادهم بی راه نگفته هر چی باشه تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها...

 

یه نمونش همین مطلب قبلی وبلاگه که هنوز هیچی نشده فهمیدم در هنگام جوگیر شدن نوشتم آخه علاقه آتشینی که به خاطر طرز نمره دادن یه استاد سختگیر تبدیل به نفرت بشه .....بگذریم.

 

یکی دیگه از موارد جو گیر شدن هنگامیه که وارد یه مغازه میشم...اولین چیزی که نظرم رو جلب میکنه سریع میخرمش غافل از اینکه هنوز بقیه پولم رو تو کیف پولم نذاشتم پشیمون شدم و دنبال یه مشتری براش میگردم که خریدم رو نصف قیمت بهش بدم بره.....

 

حالا جو گیر شدن در هنگام تموم شدن امتحان و پیشبینی نمره و در اول هر ترم با گفتن جمله معروف "این ترم دیگه کولاک میکنم" به کنار...

 

به هر حال از این دست مصادیق بسیار است و مجال برشمردنش اندک...

 

پس خدایا من را از شر شیطان وسوسه گر و جوساز در امان دار.. (بیچاره شیطون که همین ناصر خودمونم اخیرا براش کلاس خصوصی گذاشته و ما هنوز همه کاسه کوزه ها رو سر اون بدبخت میشکنیم.)

 

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۳
تگ ها :