بیکاری چیست

اینجا جمود، یک جور بسیطی بیداد می‌کند؛ یک جوری که مثلن آدم از فرط بیکاری* عصر پنجشنبه‌ای بلند می‌شود می‌رود قبرستان. 
.
*اینجا بیکاری معنی‌اش این نیست که کاری نیست. اتفاقن تا وقتی کار هست، کار هست. یعنی اساسن چیزی که اینجا تمامی ندارد کار است. حالا گیرم که کارهای ادم اینجا بازده ندارد، این بحث دیگری‌است اما کار هست الی ماشا‌الله. مرادم از بیکاری وقتی است که تصمیم می‌گیری کار نباشد. آن‌وقت می‌بینی همه آدم‌ها خوابند. همین خوابیدن البته اینجا سعادتی است. یعنی اگر من هم خواب بودم دیگر این حرف‌ها موضوعیتی نداشت. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که کار نیست و خواب نیست. یعنی می‌بینی هر کاری می‌کنی، هیچ‌کاری جز کار کردن اینجا پیدا نمی‌شود. یعنی ملت یا در حال خوابند، یا در حال کار. این همان صفر و یک است که می‌دانید. خب اگر انسان در مودی بین صفر و یک باشد این معنی‌اش هلاکت است. یعنی یا باید کاری تراشید یا قرص خوابی بالا انداخت یا روانه‌ی قبرستان شد. حالا برای مردن باشد یا نظاره‌ی مردگان فرقی نمی‌کند. اساسن اینجا وقتی که خواب نیستی یا کار نمی‌کنی، دیگر هیچ فرقی نمی‌کند.
.
کلیدواژگان: اینجا - کار - خواب 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۱
تگ ها :