سماق را با قاف می‌نویسند، گاوزبان را با گاف

رفته بودم دکان عطاری، توشه‌ی گیاهان دارویی و ادویه‌جات یک سال‌م را تهیه کنم. چند ماهی به نوروز مانده بود، برای همین به پیرمرد سفارش سماق و سنجد هم دادم. گفتم شاید بساط هفت‌سین آنجا گیر نیاید. پیرمرد کیسه‌ها را یکی یکی با سرطاس کوچکش پر می‌کرد و توی ترازو می‌گذاشت. دیدم سماق‌هایش رنگ به رخسار ندارند. سوال کردم: از آن سماق قرمزها ندارید؟ گفت این‌ها هم خوبند، طعمشان با آن قرمزها یکی است. گفتم: برای هفت‌سین می‌خواهم. گفت: حالا کو تا هفت سین. گفتم: عازم سفرم. پرسید: کجا؟ گفتم یک مملکت دور. با یک اعتماد به نفس عطارگونه‌ای پرسید: آمریکا؟ خندیدم و گفتم خیر، آن‌قدر هم دور نیست دیگر. کیسه‌‌ی سماق را به چشم بر هم زدنی از روی پیش‌خوان برداشت و رفت ته دکان. پرسیدم چه شد؟ گفت: صبر کن. چند دقیقه بعد با یک سرطاس سماق سرخ و یک بسته گاوزبان برگشت. گفت: همان اول باید می‌گفتی مسافری. گاوزبان‌ها پیشکش است. دم کن برای دوستان خارجی‌ات بفهمند گاوزبان ایرانی چه طعمی دارد.

می گویند مردمان کویر غریب‌پرست‌اند. غریب‌نواز شاید واژه‌ی بهتری باشد.

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱
تگ ها :