زبان

این را هم بگویم، که از زبان هیچ گریزی نیست. آدم‌ها وقتی نخواهند چیزی را ببینند، چشمانشان را می‌بندند - سلام نیشابور- اگر نخواهند بویی را استشمام کنند، راه نفس کشیدنشان را عوض می‌کنند، اگر نخواهند چیزی را لمس کنند، دستانشان را عقب می‌کشند، اگر نخواهند چیزی را بچشند، دهانشان را قرص می‌بندند. اما امان از وقتی که نخواهند چیزی را بشنوند. مگر گریزی هم از اصوات هست؟ مگر مفری از زبان وجود دارد؟ بعضی وقت‌ها با خودم فکر می‌کنم که قاتل ما همین کلمات هستند اصلن. به قول این دوستمان: «جان سالم به در نخواهیم برد.»
 
 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱
تگ ها :