تابستان

تابستان

 

 

 

 

 ...باز هم تابستان، باز هم گرماو له له در خیابان، باز هم ادغام صبحانه و نهار، باز هم  رویاپردازیهای ناشی از بیکاری مطلق، باز هم شب زنده داریهای بی حاصل وباز هم تکرار و تکرار و تکرار....

 

تابستان به عنوان بخشی از زندگی همه آدمهای بلند پرواز دنیا که از لحاظ فکری  خیلی بهشون احساس نزدیکی میکنم تبلوری است از شکل گیری آرزوهای بزرگ در سر و بر باد رفتن تک تک آنها به سرعت پره های کولرهائی که در تابستان کویر اگر نچرخند چرخ زنگی ما هم انگار نمیچرخد....

 

اینارو گفتم که بازم برای آپدیت نکردنم یه بهانه بتراشم.. حتما میگید خوب اینهایی که گفتی چه ربطی به آپدیت نکردن وبلاگ داره !؟... خوب ربط داره دیگه ربطشم اینه که آدمای بلند پرواز یا بهتر بگم ایده آل گرا تا یه مطلبی در حد نوبل ننویسن چاپش نمیکنند، تا یه فیلم در حد اسکار نسازن اکرانش نمی کنند، تا یه کار با حقوق لااقل ماهی یک میلیارد تومن پیدا نکنن بهش اوکی نمیدن و تا .... خلاصه منم تو این مدت از این مشکل رنج میبردم که آپدیت نمیکردم...البته فکر نکنید این مطلبو در حد نوبل دیدم که تصمیم گرفتم توی وبلاگ بذارمش ..نه..  از فرط بیکاری بود و بس.

خوب حداقل بیکاری برای ایده آل گرایان یه فایده میتونه داشته باشه و اونم کوتاه اومدن از ایده آلهای مسخره و دست نیافتنیشونه....

 

والا راستشو بخواین وقتی همه پروژه هام برای سپری کردنوقتم تو این تابستون لعنتی با شکست مواجه شد تصمیم گرفتم از شماها کمک بگیرم .. فکر میکنم اگه همه بیان بگن تابستونشونو چه جوری میگذرونن یا چه برنامه هایی برای تابستونشون دارن خیلی عالی میشه ٬هم میتونن برای طرحای عملی نشدشون شریک پیدا کنن و هم فکرشونو به نقد بگذارند و هم یه ایده ای، فکری، چیزی برای من بیچاره دست و پا کنن...پس قرار شد هر کسی بیاد و از برنامهاش برای تابستان امسال بگه...قبوله؟؟؟

 

راستی یه لیست از محبوبترین کتابهای تاریخ  از دیدگاه   BBC مخاطبان به دستم رسیده تصمیم گرفتم به عنوان یکی از پروژه های تابستانی همشونو بخونم....معذرت میخوام چنتاشو بخونم....... اگه حوصله داشتین یه نگاهی بهش بندازید و بگید احیانا کدوماشو خوندید......

 

تا بعد....

 

  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٤
تگ ها :