سانسور شد...

می خوام بنویسم از سی ۱۳۰ ...از غده سرطانی ای که باید به اروپا منتقل شود... از تحریف تاریخ.. از فلانی و فلانی و فلانی که در زندانند... از سانسور مسخره قرعه کشی در لایپزیک که خود مجری برنامه رو هم به اشتباه انداخت از...... اما چه کنم که اینجا جاش نیست.. اصلا این حرفها به ما نیومده. مال آدمهای نترسه... بد جوری حس میکنم بزدل شدم... وقتی میبینم مثلا یه دختری با اسم و فامیل واقعی واسه خودش وبلاگی داره و برو بیایی. ..بیانیه سیاسی صادر میکنه و تحصن به راه میاندازه.. از خودم لجم میگیره....

آره این حرفها مال ادمهای بزدل نیست... بیخیال.. بهتره به همین یه جمله اکتفا کنم و برم...

مکزیک؛ پرتغال، آنگولا

 

این بود سرنوشت ما در شب پر التهاب لایپزیک....


  
نویسنده : بوم رنگ ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٤
تگ ها :