حالا بیا اینجا...

کتاب می خوانم، مثلا! معنی واژه ای را نمی دانم، ظاهرن! واژه را در دیکشنری می یابم، قاعدتن! معنی اش را به خاطر می سپام،احیانن! کلمه را در جمله با معنی کشف شده دوباره می خوانم، احتمالن! ارتباط کلمه را با جمله، جمله را با پاراگراف، پاراگراف را با کل کتاب، کل کتاب را با همه ی زندگی خودم، نمی دانم - نمی فهمم – نمی خواهم بفهمم؛ تحقیقن! فکر من اینجا نیست؛ آنجاست؛ میدانم!

 

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازلی

وقتي بال داشته باشه واسه پرواز خيلي سخته نگهش داري .

کتایون

حالا چرا مثلا رو با الف تنوین نوشتی ولی ظاهراً و قاعدتاً و احیاناً و احتمالاً و تحقیقاً رو با نون؟ رنگ خون اون چه فرقی با رنگ خون اینا داشت؟ [عینک]

کتایون

زیاد هم خودتو ناراحت نکن. ممکنه ایراد از فرستنده باشه[نیشخند]

کتایون

واضح تر بگم یعنی اینکه ممکنه در حقیقت اون کلمه با جمله ی خودش ارتباط خاصی نداشته باشه

امیر

بدون تنوین نوشتن خواندنشان را هم راحت تر می کند...ببین کاش هر جا که سهتی خوب جایی باشد

نرگس

هومممم منطق میگه کتاب نخون اصلا چون اینهمه تلاش برای فهم معانی نمی صرفه اصولن[چشمک]

گل تن

عرفان زدم و پدر خودمو دراووردم . بازدید از "خر " مجانی تو صفحه ی گلی [نیشخند]

رضا قاری زاده

شقایق های سرخ / اجتهاد در برابر نص / زندگی و کابوس کشیدن ورقها بصورت زیر و رو /دریوزگی یک دم آرامش از شعرهای شاعران خاص / آبی دریا یا دریای آبی / باران و همهمه ی مهیج باد / آرای مظطرب و تضارب آرا / کابل فشار قوی و سالن اجتماعات یک مشت سار / هزار هزار عطر شبانه میان یاسها و اقاقی / شعر مدرن نگفتم اخوی برات [نیشخند] برو حروف آخر هر بند را بذار کنار هم ببین چی در میاد از توش[چشمک]

مهران

من نمی دونم اینجا اومدین برای عرفان کامنت بذارین یا سر تنوین بحث کنین. به اندازه کافی تو زنگ عربی و قران سر این چیزا بحث کردیم قبلًا/قبلن . راستی! دل من هم اینجا نیست... خیلی وقته...

دوست جون

عوض شده، همه چیز، قطعا، قطعا، قطعا.....