از تنهایی 2

درد عشق همان درد تنهایی است. آمیزش و تنهایی مخالف هم و مکمل هم هستند. نیروی رهایی بخش تنهایی به احساس تقصیر گنگ و در عین حال زنده ی ما روشنی می بخشد: انسان تنها به دست خدا منزوی شده است و تنهایی هم جرم ما و هم بخشودگی ماست. مجازات ماست اما در عین حال بشارتی است بر این که هجران ما را پایانی است. این دیالکتی است که بر همه ی زندگی بشر حکمفرماست.

 

اوکتاویو پاز لوزانو- هزارتوی تنهایی (The Labyrinth of Solitude)

 

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.آزاد

برادر عرفان سراغی از ما نمی گیری خوش مرام؟؟؟

نسیم

خوب پس باز امیدی هست هنوز!!!

داروگ

عجب چيز عجيبي بود!!! درد عشق همان درد تنهاييست؟!

داروگ

اون انشان رو نميخواي عوض كني؟ آدم داره ميره تو جو ِ متن كه يهو ميرسه به "انشان" حالش يه نموره گرفته ميشه [نیشخند]

گل تن

جرم ما.بخشودگی ما.بشارت برما... هرچه هست درد دارد عرفان . درد دارد .درد

North Star

چه جملات زیبایی از اون متن هاست که نا خواسته هنوز به ته خط نرسیده به سر خط می روی و زمزمه می کنی... .

North Star

چه جملات زیبایی از اون متن هاست که نا خواسته هنوز به ته خط نرسیده به سر خط می روی و زمزمه می کنی... .

North Star

چه جملات زیبایی از اون متن هاست که نا خواسته هنوز به ته خط نرسیده به سر خط می روی و زمزمه می کنی... .