مینویسیم پس هستیم...

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

بزرگی میگفت "نوشتن سواد نمیاره اما ننوشتن حتما سوادِ نداشته آدم رو هم از یادش می بره! بنویس تا ما هم بنویسیم تا شاید یه نفر این وسط با سواد بشه..."

 

حرفش شدیدا به دلم نشست ، مشکل من از بی سوادی بود (به قول دوستان "بی ثواطی") که خوب اونم راه داره! راهشم اینه که به خودمون تلقین کنیم که باسوادیم.. آخه میدونید ...ما هم مثل بعضیا "شدیدا رومون زیاده"...

 

اصلا میدونید چیه نوشتن همیشه بهتر از ننوشتنه...حتی اگه "خواننده ای در کار نباشه به لذت نوشتن می ارزه".... اینو از کامتهای شما دوستان فهمیدم... از "دفترچه خاطرات پسر 8 ساله خواهر یکی از دوستام" فهمیدم... از حس مشترک من با اون دوستم که میگفت " دلم ميخواد بنويسم و بنويسم و بنويسم بدون اينکه خيال کنم کسی روزی شايد نوشته های منو بخونه...." اینو ازدیدن  شوق و ذوق کسی گفتم که علاوه بر اینکه "عاشق نوشتنه" یه عالمه چیز دیگه رو هم عاشقه....(همشم رنگی رنگیه با یک پس زمینه مشکی)

 

بعدم اصلا من فکر نکنم عمر ما به سی و چهل قد بده که تئوری  استاد ترجمه آقا رضا در موردمون صدق کنه.... پس بازم تاکید میکنم ... مینویسم پس هستم و تا هستم مینویسم....

 

با همه این تفاسیر یه بار دیگه تاکید میکنم "بعضی وقتها هیچی جای شديدا رو نميگيره" حتی اگه "شدیدا بار منفی داشته باشه"....

 

همین

 

پی نوشت: راستی چه زود از "بحران ننوشتن" خلاص شدم. بيخود نبود پاپا همينگوی درِ گوش امير گفته بود :«نگران نباش،تو قبلا هم نوشته ای پس  باز هم ميتوانی بنويسي».

 

باز هم پی نوشت: کاش قبل از خوندن این پست، یه بار کامنتهای پست قبلی رو خونده بودین...

 

/ 27 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید

سلام عزیز از اینکه دوباره می بینمتان خوشحالم خوشبختانه گرفتاری هام کمتر شد و دوباره خدمت رسیدم و از دیدن وبتون دوباره لذت بردم و با فضای مهرآمیزش انس گرفتم شاد باشید

mahsa

داربيد مال آبياس............8 8 8 8 8 8 8

نون بربری

من که هیچی نفهمیدم

افسر وظيفه

سلام من افسر وظيفه ای هستم در خيابانهای تهران با خاطراتی از اين خيابانها.باز هم مزاحم ميشوم

Aseman

سلام عرفان.در چه حالی؟

ازاده

کلمات قصار من از شير مادر بر شما حلال تر پسرم !بنويس !ماکه کم نمياريم شمام نيار!

Aseman

اين يارو منصور يه آهنگ داش..بنويس بر ياس سپيد ..بنويس از عشق و از اميد... ياد اين آهنگه افتادم پستت رو خوندم

amir

مجبور شدم درخواست ملتمسانت رو انجام ندم.من پست پاک نميکنم.عوضش قول ميدم مدام بيام اينجا قربون صدقت برم که از دلت در بياد

افسر وظيفه

سلام از اينکه به من سر زدی ممنونم . اميدوارم سال دگر که افسر وظيفه شدی در راهنمايی و راهنمای و کلا نيرمی انتظامی نيفتی . باز هم به من سر بزن

نوشين

سلام.مرسی که سر زديد...جدی؟چه جالب!...راستی خيلی از اين پستتون و قبليه خوشم اومد!واقعا قشنگ بود!!!...فعلا...تا بــــــــعــــــــد...