پرونده‌ی قربانیان یک فرض محال

می‌گویند همه‌ی داستان‌های عالم را می‌شود زیر چهل و چند درونمایه‌ی بنیادین طبقه‌بندی کرد؛ خیلی وقت است دنبال رفرنسی برای این مدعا می‌گردم؛ نیافتم. اما فرض را که بر صحت‌اش بگذاریم گمان کنم یکی از این چهل و اندی درونمایه، تراژدی انسان‌هایی باشد که قصد دارند با سرعتی بیش از رقم آخر کیلومتر شمارشان کلاس اجتماعی‌ خود را در نوردند؛ آن‌هایی که زندگی‌شان را بر این فرض محال گذارده‌اند، که طبقات اجتماعی را می‌شود دوتا یکی طی کرد. نمی‌دانم نمونه‌ای دارید دور و برتان یا نه، نمی‌دانم تجربه کرده‌اید چیزی را که می‌گویم یا خیر. فقط این را می‌دانم که قصد مکاشفه در احوالات این نمونه‌ی خاص اگر داشته باشید باید چراغ‌قوه و گنج یاب به دست بگیرید؛ آخر طفلکی‌ها همه چیزشان را در سیاهچاله‌ها قایم می‌کنند، مصائبشان را خاک می‌کنند، خیلی‌هاشان خودشان هم خبرندارند. طفلکی‌ها همه‌شان قربانی کتمان‌اند، قربانی جاه‌طلبی، قربانی یک فرض محال.

 

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
گل تن

ها! عرفان. و این یک صوت در موافقت بود و تا بعد که بیایم و مبسوط و مبسوط تر حتا بنویسم این جا . ها!

دریا

خدا وند فرمود :و انسان بسیار عجول است!!"کسانی که قصد دارند با سرعتی بیش از رقم آخر کیلومتر شمارشان کلاس اجتماعی‌ خود را در نوردند؛".. به بن بست می خورند.کارشان بارها گره میخورد..نمیشود..به جایی نمیرسد..انها به بن بست میخورند تا بیاموزند واژه ی صبر را...

دریا

واژه ی قربانی مایوس کننده ست...یعنی امید به بهبودشان نیست..در صورتی که به نظر انها جاهلانی هستند که به بن بست میخورند تا به اگاهی و صبر برسن..اونقدر این امتحانو در محضر خدا پس میدن تا بتونن جواب درست رو بدن و یاد بگیرن صبر کردن رو.

عاطفه

خوبی خاله؟ هنوز همونجایی؟ پرفسور شدی یانه؟