ناگفته ها

دلم نمی خواد فکر کنید با رفتنتون تنها چیزهایی که برام جا گذاشتین یه عالمه خوراکی، یه دوربین، یه ام پی تری پلیر و یه مشت دلار تا نخورده است؛ دوست دارم بدونید حالا دیگه جا به جای این خونه به رد پاهاتون ممهور شده، حالا دیگه این خونه بوی شما رو گرفته؛دلم می خواد بدونید درسته که سرد و بی احساس به نظر می رسیدم، درسته که حتی بعضی وقتها از بعضی چیزها رنجیدم و نارضایتیم رو از بعضی چیزها اعلام کردم، اما الان که به خودم میام می بینم با تمام وجودم ار بودنتون سرشارم. دلم می خواد بدونید از بعد رفتنتون این خونه پر شده از خاطرات چهارتایی، بوی زندگی و عطر باهم بودن؛ دلم می خواد بدونین که دیوارهای این خونه از الان به بعد فقط حدیث خاطرات این دوران رو مکرر خواهند کرد و نه چیز دیگه ای رو. سفرتون بی خطر، دلم براتون تنگ میشه حتی اگه هرگز دل تنگی م رو به زبون نیارم، دوستتون دارم حتی اگه هرگز اجازه ندید این دوست داشتن بر زبان جاری بشه!

 

پی نوشت: این وبلاگ از این تاریخ دوباره به روال سابق به روز خواهد شد.

/ 23 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ورونیکا

من هم خیلی وقته دلم یه خانواده کوچیک رو طلب می کنه

گل تن

هاي هاي ! به به ! پس مدتي كه ما اينجا زير آفتاب منتظر خيره شده بوديم كه شما بنويسي مهمون عزيز داشتي چه خوب چه خوب دلم خاست برم دور كه مامان بياد با بابا غر بزنم دلم تنگ شه و كلي ...

کتایون

مرسی عرفان ... 9 تا مرسی... دل منم تنگ شده بود برای کامنت های شماره دار...[قلب]

roya

خوش به حال مهموناتون که صاب خونه به این خوبی داشتن

آرمان آریایی

سلام..مثل باقی دوستان منم میگم جاشون سبز سبز...به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا

شیما

بوشو حس می کنم. هر خونه ایی یه بویی داره. اینو تا حالا متوجه شدی؟ اما بااین توصیفاتی که کردی نمی دونم چرا حس می کنم خونه ات بوی استامبولی پلو میده!؟ شاید چون خودم خیلی دوستش دارم یا تا حالا خونه هایی که توش احساس راحتی و محبت می کردم همچین بویی می دادن. نمی دونم! به هر حال امیدوارم همیشه ازین حس های خوبت سرشاااار باشی:)

روزنامه

چرا سرد و بی احساس ... حیف نبود ؟ چرا دوست داشتن بر زبون جاری نشه ... ؟