idle in the town

یک میوه‌ی کاج را از پای درختی شوت‌زنان به خانه‌مان آوردم. گذاشته‌امش جلوی ماشینم که بعد از ظهر برگردانمش پیش درخت. دلم می‌خواهد این‌طور فکر کنم که دلش برای درختش تنگ می‌شود، که آن‌جا پای درختش خوشحال‌تر است. می‌دانم چرند است. اما حس می‌کنم یک روزهای سانتی‌مانتالیسم تصنعی هم حالم را خوب می‌کند.
 
 
/ 1 نظر / 6 بازدید
رها

یه وقتایی خودمو گول میزنم ظاهر زندگیمو درست میکنم و هی میگم همه چیز عالیه , در حالی که خوب میدونم اینطور نیست ... .