شعری بخوان، وردی بگو، بانگی برآور

 

-فریاد بر آورد: "اَینَ المفر؟"

- ندا آمد: "گریزگاه، هزارتوی کوچه پس‌کوچه‌های فرداست، شعر بخوان."

 

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

سلام خوبي ؟ وبلاگ بسيار خوبي داري اگه موافق باشي با هم تبادل لينک کنيم ؟ اگه موافقي منو با عنوان کسب درآمد از اينترنت لينک کن سپس منو تو نظرات با خبر کن تا منم سريع لينکت کنم ! soodavar.orq.ir

همکلاسی 82

اه. شش ساله آرزو به دلم موند یه دفه اول بشم. خیلی حرفه [ناراحت]

سی دو

دارم ترانه می خونم با صدای بلند طفلی همسایه هامون

رویا

شعرامون تموم شد. یه کار دیگه بگو که انجام بدیم.

گل تن

به به لوگوي جديد خوش اومد

شیما

اوووم مبارکه. فعال شدیاا

شاپرک

از این پسرهایی که لوگوی و بلاگشون رو قشنگ قشنگه بدم می یاد... ایشششششششششششششششششششششششش[چشمک] مبارکه مبارکه[ماچ]

شاپرک

شعر!!!! بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

فرناز

حالا بگو ازچه می گریزی؟

لیلی..

لوگوت هم که شاعرانه است..